خرید بک لینک

بچه که بودیم، تغریبا هشت نه سالگی فصل بهار و تابستان میرفتیم با محمد رضا و جواد توی انبار و سوله هایی که برای برداشت پسته استفاده میشدند و نردبان بلندی میگذاشتیم که تا زیر شیروانی میرسید و بعد از توی سوراخ های دیوارها و زیر پشم شیشه های سقف، گنجشک ها و جوجه گنجشک ها رو میگرفتیم بعضی هاشون هنوز پر در نیاورده بودند، من هیچ وقت سرشون رو نمیکندم، چندشم میشد، دلم براشون میسوخت، بعد اونها رو می شستیم و توی یه تابه بزرگ سرخشون میکردیم و میخوردیم ....

برچسب: گنجشک,مظلوم, نویسنده: ساحل توکلی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 22:07

آدم تا مغز استخوانش میسوزد وقتی دستهایش که تنها دارایی اش هستند را از گور بیرون آورده باشد اما رهگزران بجای محبت در دستهایش آتش گذاشته باشند.

برچسب: همیشه,همراه, نویسنده: ساحل توکلی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 22:07

آدم دهانش میسوزد ...

آدم دهانش میسوزد ، وقتی قرار است بوسه هایش را پس بگیرد، بوسه هایش را باید در ته تاریکی اتاقش، ذره ذره از دهان سیگار پس بگیرد ...

علی مرادی / ۱۳۹۶/۰۵/۲۳ , ۱۲:۱ ق.ظ

برچسب: دهانش,میسوزد, نویسنده: ساحل توکلی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 22:07

آدم

گوشهایش درد میگیرد

وقتی

نه در آن همه همهمه

نه در این همه سکوت

تورا نمیشنود

برچسب: نویسنده: ساحل توکلی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 22:07

صفحه بندی